شهید سید مرتضی آوینی:
شیطان حکومت خویش را بر ضعف ها و ترس ها و عادات ما بنا کرده است و اگر تو نترسی و از عادات مذموم خویش دست برنداری و ضعف خویش را با کمال خلیفة اللهی جبران کنی، دیگر شیاطین را بر تو تسلطی نیست. بگذار آمریکا با مانورهای ستاره دریایی و جنگ ستاره ها خوش باشد. دریا، دل مطمئن این بچه هاست و ستاره ها نور از ایمان این بچه مسجدی ها می گیرند؛ همانها که در جواب تو می گویند: «ما خط را نشکستیم، خدا شکست» و همه اسرار الهی در همین کلام نهفته است.
شهید سپهبدصیاد شیرازی:
ما بایستی تقوا را بر وجودمان و محیطمان حاکم کنیم. بایستی اسلام را در محیطمان زنده نگه داریم، بایستی اطاعت از ولی خدا بکنیم. بدانیم اگر امام زمان عجل الله تعالی فرجه را نمی بینیم و به ظاهر ایشان غایب هستند، اما در اصل ایشان ظاهر هستند و ما غایب هستیم و ما امروز سرباز امام زمان عجل الله تعالی فرجه هستیم و باید لیاقتی از خودمان نشان دهیم تا بتوانیم در رکاب ایشان بجنگیم.
-------------------------------------------
- بعد سالها توفیق حضور در بهشت زهرا سلام الله علیها با اون فرصت کم ، نمیدونم چی شد که فقط مزار نورانی این دو بزرگوار رو تونستیم زیارت کنیم
- شرمنده از اینکه تو پیچ و خم دنیا تولد عاشوراییتون یادمون میره...
برچسبها:
شهدا
+ نوشته شده در دوشنبه
1391/01/21ساعت   توسط عبدحقیر مهدی زاده
|
امسال سال تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی
+ نوشته شده در سه شنبه
1391/01/01ساعت   توسط عبدحقیر مهدی زاده

هوا گرم و آفتابی بود اما در نخلستان نسیم خنکی می آمد. بچه ها مثل پروانه ها در سایه ی نخل ها دنبال هم می دویدند و بازی می کردند. مردم دسته دسته می آمدند. باربرها بعد از این که آخرین کوزه ها را آوردند کناری ایستادند.
ناگهان یکی از بچه ها فریاد زد: «امیرالمومنین آمد،قنبر هم با اوست»
بعد به همان سمتی که اشاره می کرد،دوید. بقیه هم پشت سر او به طرف حضرت علی (ع) دویدند. امیرالمومنین با لبخند شیرین خود همه را به آرامش و سکوت دعوت کرد. مردم در اطراف حضرت حلقه زدند. علی (ع): فرمود: «خوش آمدید این کوزه های عسل از بیت المال است، هرکس بیاید و سهم خودش را بگیرد». مردم در صفی طولانی منتظر ایستادند تا به نوبت عسل بگیرند. امیرالمومنین به قنبر فرمود: کوزه ای بیاور، قنبر اطاعت کرد. امام کوزه را برداشت و پیش بچه ها آمد. در دهان تک تک آن ها عسل گذاشت. با مهربانی صورتشان را بوسید. بچه ها امام را در میان گرفتند و شادی کردند. اطراف کوزه های عسل غلغله شده بود. هرکس سهم خودش را می گرفت و می رفت. کم کم عسل ها تمام شد. باربرها آمدند و کوزه های خالی را بردند . قنبر به امیرالمومنین نزدیک شد و آهسته پرسید : آقا چرا شما به این کودکان تا این اندازه محبت می کنید؟
امام فرمود:آن ها فرزندان بهترین مردم هستند. فرزند مردانی که در راه خدا و برای پشتیبانی از دین رسول خدا شهید شدند. دلم می خواهد برای آن ها پدری مهربان باشم.
هنگام گفتن این کلمات چشمان امیرالمومنین پر از اشک شده بود و قنبر بچه ها را تماشا می کرد که با پای برهنه و لباس سفید بلند مثل پروانه ها دنبال هم می دویدند. او این پروانه ها را خیلی دوست داشت.
----------------------------------------------
پی نوشت:
۱- فارسی سوم ابتدایی رو ورق می زدم با خوندن این درس، عجیب قند تو دلم آب شد و چشمام پر اشک
۲- فرزند شهید نیستم اما فرزندان شهدا را دوست دارم!
برچسبها:
شهدا
+ نوشته شده در چهارشنبه
1390/11/12ساعت   توسط عبدحقیر مهدی زاده
|

تاریخ ولادت : ۱۱/۱۰/۱۳۴۵
تاریخ شهادت : ۱۱/۱۰/۱۳۷۵
اولین وصیت من به شما راجع به نماز است. چیزی که فردای قیامت به آن رسیدگی می کنند نماز است پس سعی کنید در حد توانتان نمازهایتان را سر وقت بخوانید و قبل از شروع نماز از خداوند منان توفیق حضور قلب و خضوع در نماز طلب کنید. به همه شما وصیت می کنم همه شمائیکه این صفحه را می خوانید قرآن را بیشتر بخوانید بیشتر بشناسید بیشتر عشق بورزید بیشتر معرفت به قرآن داشته باشید بیشتر دردهایتان را با قرآن درمان کنید، سعی کنید قرآن انیس و مونستان باشد نه زینت دکورها و طاقچه های منزلتان، بهتر است قرآن را زینت قلبتان کنید.
به دوستان و برادران عزیزم وصیت می کنم کاری نکنند که صدای غربت فرزند فاطمه (س) (مقام معظم رهبری) را که همان ناله غریبانه فاطمه (س) خواهد بود به گوش برسد. همان طوری که زمان امام خمینی (ره) گوش به فرمان بودید و در صحنه های انقلاب حاضر و آماده ایثار از جان و مال و زندگی جهت هر چه بارورتر شدن درخت تنومد اسلام ناب که 1400 سال پیش به دست توانای خاتم پیغمبران محمدبن عبدالله (ص) کاشته شده و با خون فاطمه زهرا (س) بین درب و دیوار و عرق خون آلود پیشانی حیدر ، جگر پاره امام حسن (ع) در میان تشت ، بدن پاره پاره و رگ بریده حلقوم ابی عبدالله (ع) و خونهای جاری شده از ابدان شهدای کربلا و کربلای ایران آبیاری شد. نگذارید که آن واقعه تکرار شود.حتما می پرسید کدام واقعه؟ همان واقعه ای که بی بی فاطمه زهرا (س) نیمه دل شب دست به دعا بردارد که اللهم عجل وفاتی . همان واقعه ای که علی (ع) از تنهایی با چاه درد دل کند. همان واقعه ای که امام حسن مجتبی (ع) را سنگ بزنند و آنقدر مظلوم و غریبش کنند که بعد از مرگ جنازه اش را تیرباران کنند. همان واقعه ای که امام حسین(ع) فریاد بزند «هل من ناصر ینصرنی» و فقط پیکرهای بی سر شهدا تکان بخورد.همان واقعه ای که امام صادق (ع) بفرمایند: به تعداد انگشتان یک دست یار و یاور واقعی ندارم، همان واقعه ای که ... و نهایتان همان واقعه ای که امام خمینی (ره) بگویند: من جام زهر نوشیده ام و ناله غریبانه (اللهم عجل وفاتی) او فاطمه (س) را به گریه آورد.
شیعه ها ! مسلمونا!حزب اللهی ها! بسیجی ها! و... نگذارید تاریخ مظلومیت شیعه تکرار شود.
برهمه واجب است مطیع محض فرمایشات مقام معظم رهبری که همان ولی فقیه می باشد، باشند چون دشمنان اسلام کمر همت بستند ولایت را از ما بگیرند و شما همت کنید، متحد و یکدل باشید تا کمر دشمنان بشکند و ولایت باقی بماند.
----------------------------------------------------
پی نوشت:
- متن بالا فرازهایی از وصیت نامه شهید هست.
- فتنه - صدای غربت - نماز جمعه - جان ناقابل ؛ شهید علمدار! ما رو ببخشید
- تشکر از بانیان این مراسم و ان شالله از این دست برنامه ادامه داشته باشه بلکه وضع شهر عوض شد.
+ نوشته شده در یکشنبه
1390/10/11ساعت   توسط عبدحقیر مهدی زاده
|

۹دی ۸۸ ،یوم الغدیر انقلاب
۹دی ۸۸ ،خوارج زدایی مردم از انقلاب
۹دی ۸۸ ،ممانعت از تکرار سقیفه
۹دی ۸۸ ،ممانعت از شکل گیری بیت الاحزان...
----------------------------
- این حماسه مقدس بر رهروان ولایت گرامی باد.
+ نوشته شده در پنجشنبه
1390/10/08ساعت   توسط عبدحقیر مهدی زاده
|
علامه مصباح یزدی:
من به محبت سيد حسن نصرالله به خدا تقرب
ميجويم و اميدوارم اين حب سبب نجات من در روز قيامت باشد.
وي دليل اين محبت را تبعيت کامل ايشان از
ولايت فقيه و مقام معظم رهبري دانست و گفت: کسي که اين صفت را داشته باشد در ولايت
ائمه فاني ميشود. اين سلسله ولايت، يعني ولايت خدا در درجه اول، ولايت پيامبر صلياللهعليهوآله
در درجه دوم، ولايت ائمه عليهمالسلام در درجه سوم، ولايت نائب امام در اين عصر (حضرت
آيتالله خامنهاي داماللهظله) و ولايت ولياش سيد حسن نصرالله بر همه ما واجب است.
به نقل از سایت خبری رجانیوز
+ نوشته شده در چهارشنبه
1390/09/16ساعت   توسط عبدحقیر مهدی زاده
|
قرار شده بود شب هفتم محرم امسال رو تو بیت آقا باشیم.
با بچه ها راه افتادیم.حرم حضرت معصومه سلام الله علیها ، مسجد مقدس جمکران ، مرقد مطهر امام راحل و بعد ، آخرین هماهنگی ها جهت حضور تو بیت آقا که مطلع شدیم به دلیل مسایل امنیتی ( تعطیلی سفارت روباه پیرانگلیس و نزدیکی 16 آذر) آقا دیدار عمومی ندارن.
- خدا لعنت کنه اونایی را که باعث شدن مجلس روضه اباعبدالله تشکیل نشه، خدا لعنت کنه اونایی رو که ما رو از دیدن آقامون محروم کردن...
بالاخره راه حرم عبدالعظیم حسنی رو در پیش گرفتیم.
گریه بچه ها که توفیق شرکت تو مجلس روضه آقا رو پیدا نکرده بودیم، تموم شدنی نبود، می گفتن"لایق نبودیم" و...
- آقا سرش سلامت باشه، ان شالله دفعه بعد. جای بدی حوالمون دادن؟ امام علی النقی علیه السلام می فرماید: زائر قبر عبدالعظیم حسنی مثل کسی است که زیارت امام حسین علیه السلام را کرده باشد.
السلام علیک یا من بزیارته ثواب زیارة سیدالشهداء یرتجی
- محرمی توفیق حضور تو کربلا رو نداشتیم اما الحمدالله ...
------------------------------------------
روضه:
باز باران با ترانه...
میخورد بر بام خانه، یادم آمد کربلا را، دشت پر شور و بلا را ... گردش یک ظهر غمگین ، گرم وخونین، لرزش طفلان نالان ، زیر تیغ و نیزه ها را، با صدای گریه های کودکانه، وندرین صحرای سوزان می دود طفلی سه ساله، پر ز ناله ، دلشکسته، پای خسته
باز باران...
- خودمونیم عجیب سوختم وقتی دیدم مجلس روضه شب هشتم محرم تو بیت آقا برگزار شد
+ نوشته شده در شنبه
1390/09/12ساعت   توسط عبدحقیر مهدی زاده
|
ما وقتی که به متن دین اسلام نگاه می کنیم می بینیم به دستورهایی که صریحا" از خود دین رسیده است در شرایط مختلف شکلهای مختلف داده است ، آنهم با چه سهولتی !
مثلا" به ما می گوید نماز بخوانید ، روزه بگیرید. برای نماز وضو بگیرید ، غسل بکنید. تمام ، دستورهای مؤکد و واجب. اما می گوید اگر مریضی و نمیتوانی ایستاده نماز بخوانی ، نشسته نماز بخوان . اگر بگویی اینقدر مریضم که نمی توانم نشسته بخوانم می گوید همان طور خوابیده بخوان ، اصلا" نماز تو در اینجا همین است که فقط ذکرها را بگویی. اگر طبیب گفته باشد حرف هم نباید بزنی، می گوید باید با ایماء و اشاره بخوانی.اینجا دیگر جای لجاجت و یکدندگی نیست.
چندسال پیش مرد عالمی بود که البته در عتبات سکونت داشت و چون مریض شده بود به تهران آمده بود. چشم او را عمل جراحی کرده بودند و عمل هم با موفقیت انجام یافته بود . اطبا او را از شستشو منع کرده بودند ولی او آدمی بود که حالت یکدندگی داشت، می گفت: اطبا نمی فهمند، فقط جراحی را که آن هم از نوع خیاطت و دوزندگی است می فهمند، دیگر هیچ چیز نمی فهمند. پس از چندی بدون اجازه طبیب به قم رفت و در آنجا به یکی از حمامها رفت و داخل خزینه کثیف آن شد و به همین جهت چشم او چرک کرد و بالاخره کور شد. آیا این آدم مطابق دستور اسلام عمل کرد یا برخلاف دستور اسلام؟ البته برخلاف دستور اسلام . اسلام می گوید وقتی وضو برایت خطر دارد باید تیمم کنی، اگر وضو بگیری اصلا" نمازت باطل است. اگر اطبا گفته باشند که روزه برایت ضرر دارد یا خوف ضرر داشته باشی ، نمی توانی بگویی مگر چطور می شود که من در این ایام احیاء روزه بگیرم چون اگر روزه بگیری اصلا" روزه ات باطل است، بعد هم باید قضای آن را بگیری.
بنابراین، خود دستورهای دین آنچنان شکلهای مختلف دارد که انسان حیرت می کند. این برای آن است که مصلحتها فرق می کند و همان حساب اهم و مهم است. می گوید در سفر که می روی نمازت را شکسته بخوان ، روزه هم نگیر. قرآن می فرماید: و من کان مریضا او علی سفر فعدة من ایام اخر هرکه مریض یا در سفر است نباید روزه بگیرد، بگذارد برای روزهای بعد.چرا؟ خود آیه دلیلش را می گوید: یریدالله بکم الیسر و لایرید بکم العسر خدا در تکالیفی که برای شما معین می کند ، آسانی و سهولت را می خواهد نه سختی. این شریعت ، شریعت سهله و سمحه است.
ولی اغلب مردم قبول نمی کنند. در صدر اسلام که تازه تکلیف روزه آمده بود در ماه رمضان جنگ بدر پیش آمده. پیغمبر اکرم می فرمود: چون در حال سفر هستید نباید روزه بگیرید. مردم میگفتند: چطور می شود ما در ماه رمضان روزه نگیریم؟ واقعا" ناراحت بودند که روزه خودشان را افطار کنند.
مرحوم آقا شیخ عبدالکریم در این اواخر پیر شده و مریض احوال بودند ولی در ماه رمضان گاهی روزه می گرفتند. به ایشان گفتند فتوای خود شما برخلاف این است ، در فقه می گویید اگر کسی خوف ضرر داشته باشد نباید روزه بگیرد .اصلا" خود شیخ و شیخه(مرد پیر و زن پیر) موضوعیت دارد ، خودشان از مستثنی ها هستند که لازم نیست احتمال ضرر بدهند. اینها اگر مشقت هم برایشان باشد نباید روزه بگیرند. می گفتند: فتوای خودم این است ولی آن رگ عوامی ام نمی گذارد که من روزه ام را بخورم. البته همین جور است ، ولی دستور اسلام غیر از این است.
اینها برای این است که ما درک بکنیم که دین اسلام چگونه خودش خودش را با احوال و اوضاع تطبیق می دهد، نه اینکه ما آن را تطبیق بدهیم. البته یک کارهایی است که ما از پیش خود می خواهیم بکنیم – همان طور که عرض شد- مثل اینکه حی علی خیرالعمل را از اذان برداریم و چیز دیگری جایش بگذاریم یا نماز را به ترکی بخوانیم. اینها جهالت است. یک حسابهایی است که خود اسلام آنها را در متنش گنجانده است. ما باید متفقه باشیم، بصیر باشیم، از همان حسابها استفاده کنیم و بهره مند شویم.
--------------------------------------------------
- متن بالا برگرفته از کتاب " اسلام و مقتضیات زمان" متفکر شهید مرتضی مطهری
دلنوشت:
- باید گذشتن از دنیا به آسانی، باید مهیا شد از بهر قربانی ...
+ نوشته شده در پنجشنبه
1390/07/14ساعت   توسط عبدحقیر مهدی زاده
|
چرا امام حسن صلح کرد یا چرا امام حسین صلح نکرد؟اصلا" چرا ما درباره ی این دو امام بگوییم؛قدری جلوتر برویم. چرا علی بن ابیطالب در زمان خلافت ابوبکر قیام نکرد؟چرا در زمان خلافت عمر قیام نکرد؟ چرا در زمان خلافت عثمان قیام نکرد ولی بعد از عثمان که آمدند با او بیعت کردند ، محکم ایستاد؟ در صورتی که از نظر علی بن ابیطالب همان طوری که ابوبکر غاصب بود معاویه هم غاصب بود . برای اینکه آنچه که در نظر اسلام اصالت دارد مطلب دیگری است و آن این است که آن اقدامی که حفظ حوزه اسلام با آن بشود برهر اقدام دیگری مقدم است. آیا اینکه اسلام می گوید علی ابن ابیطالب خلیفه باشد برای این است که اسلام تضعیف بشود یا برای این است که اسلام تقویت بشود؟ البته خلیفه باشد که اسلام تقویت بشود. حالا اگر مردم و صحابه ی پیغمبر به حرف پیغمبر گوش می کردند و با علی علیه السلام بیعت می کردند و علی در یک چنین شرایطی خلیفه می شد، منظور پیغمبر حاصل بود؛ یعنی تصدی خلافت سبب تقویت اسلام بود. ولی پیغمبر حضرت علی را برای خلافت نامزد کرده است ، یکدفعه بعد از پیغمبر جریان دیگری به وجود می آید، پیرمردها و اکابر اصحاب پیغمبر به فکر می افتند که از این قضیه استفاده کنند. در همان حال مردمی تازه مسلمان هستند که هنوز اسلام در دل آنها نفوذ نکرده است، تازه شهرت اسلام به دنیای خارج عرب کشیده شده است .حالا مصلحت اسلام ایجاب می کند که یک آرامش کاملی برقرار باشد . اولا" باید غائله مرتدها خوابانده شود. ثانیا" آنها که از دور می آیند که این حسابها سرشان نمی شود . از نظر آنها علی ابن ابیطالب و ابوبکر علی السویه هستند. مصلحت اسلام این طور ایجاب می کند که حالا که اینها عمل ناشایستی مرتکب شده اند ، آن کسی که در اینجا ذی حق است دندان روی جگر بگذارد البته نه به خاطر جان خودش بلکه به خاطر مصلحت اسلام . مصلحت اسلام این طور ایجاب می کند که علی علیه السلام دندان روی جگر بگذارد و در صف مأمومین ابوبکر هم شرکت کند و با عمر نیز همین طور رفتار کند و به سوالات و اشکالات مردم جواب بدهد . چیزی که از نظر علی اصالت دارد حیثیت و آبروی اسلام است . در اینجا دندان روی جگر گذاشتن بهتر آبروی اسلام را حفظ می کند یا لااقل کمتر آبروی اسلام را می برد .
اما قضیه می گذرد. اوضاع زمان تغییر می کند. اسلام جهانگیر می شود. زمان معاویه پیش می آید . معاویه حیثیت عمر و ابوبکر راندارد او کسی است که خودش و پدرش سالها علیه اسلام جنگیده اند . حسابها عوض شده است . در اینجا علی علیه السلام با معاویه می جنگد. زمان امام حسن پیش می آید. در این زمان در اثر جریانهای زیادی که در زمان امیرالمومنین پیش آمد و از همه بالاتر آن حالت سست عنصری که اصحاب اما حسن به خرج دادند ، اگر امام حسن مقاومت می کرد کشته می شد ولی نه کشته شدن شرافتمندانه و افتخار آمیز، آن گونه که حسین بن علی کشته شد. حسین بن علی با هفتادو دو نفر کشته شد یک شهادت آبرومندانه و در یک وضع و شرایط خاص که هزار و سیصد سال دارد اسلام را آبیاری می کند . در زمان امام حسن یک حالت رخوت و سستی و خستگی در شیعیان پیدا شده بود که اگر این کار(مقاومت در مقابل معاویه) ادامه پیدا می کرد ، یک وقت خبردار می شدند که حضرت را دست بسته تحویل معاویه داده اند. هنوز صابون معاویه و بنی امیه درست به جامعه مردم نخورده بود . بیست سال معاویه حکومت کرد . مغیرة بن شعبه و زیاد بن ابیه که به جان مردم افتادند آنوقت مردم فهمیدند که اشتباه کردند که در زمان حضرت علی دعوت او را لبیک نگفتند، اشتباه کردند که امام حسن را تحویل معاویه داده اند. لهذا بعدها(بعد از حادثه کربلا ) عده ای پیدا شدند و توابین را به وجود آوردند، همانها که دور مختار را گرفتند.
این امر یعنی آگاه شدن مردم از ماهیت حکومت اموی ، از عواملی بود که شرایط را برای قیام امام حسین علیه السلام مساعد می کرد. گذشته از این وضع یزید با وضع معاویه فرق می کرد. معاویه در لباس نفاق کار می کرد،یزید در لباس کفر. معاویه لااقل روی کارهایش سرپوش می گذاشت، علنا" شراب نمی خورد، علنا" سگ پازی نمی کرد، صورت ظاهر را حفظ می کرد ولی یزید جوانی بود دیوانه و پرده در که حساب موقعیت خودش را نمی کرد که هرچه هست بالاخره مردم او را خلیفه پیغمبر می دانند. اینقدر شراب می خورد تا مست می شد و در حضور جمعیت به پیغمبر ناسزا می گفت . واقعا" اگر قضایای کربلا نبود و امام حسین قیام نمی کرد و سبب نمی شد که یزید از بین برود و او همان بیست سالی را که معاویه خلیفه بود خلافت می کرد، اصلا" حوزه اسلام منقرض می شد. پس شرایط زمان خیلی فرق می کند . بنابراین امام حسن همان برنامه را اجرا کرد که امام حسین اجرا کرد و امام حسین همان برنامه را اجرا کرد که امام حسن اجرا کرد، فقط شکل کارشان با هم فرق داشت ولی روح هردو یکی بود .
--------------------------------------------------------
پی نوشت ۱:متن بالا برگرفته از کتاب "اسلام و مقتضیات زمان" متفکرشهیداستاد مرتضی مطهری
پی نوشت۲:امام خامنه ای حفظه الله: کتاب های شهیدمطهری رحمةالله قابل مردن و تمام شدن نیست. مبادا کسانی خیال کنند که ما بعد از انقلاب تا به حال که مرتب کتاب های شهید مطهری رحمة الله را طبع و نشر می کنیم ، تکراری است. نه در سخن و نه در کلام حکمت تکرار نیست. آنچه که کهنه نمی شود معارف و حقایقی است که هنوز جامعه ما محتاج دانستن و تکرار کردن و از بر کردن آنهاست و آن همان محتوای کتاب های شهید مطهری رحمة الله است.
پی نوشت ۳: خوب که نگاه کنی ردپای جریانهای گذشته در زمان حال هم دیده میشوند. تاریخ یک تکرار است شایدهم تاریخ تکرارشدنی ست!
+ نوشته شده در یکشنبه
1390/06/13ساعت   توسط عبدحقیر مهدی زاده
|
سلام بر تو ای بزرگترین ماه خدا و ای عید اولیا و دوستان خدا!
سلام برتو ای ارزشمندترین اوقاتی که با ما همنشین بودی و ای بهترین ماه در روزها و ساعت ها
سلام بر تو ای ماهی که درتو برآورده شدن آمال و آرزوها نزدیک شد و اعمال و کارها در آن منتشر گشت
سلام بر تو ای دوست وهمراهی که بودنش ارجمند و نبودنش دردآور و مصیبت بار است و ای نقطه امیدی که فراق و جدایی او رنج آور و دردناک است
سلام بر تو ای همدمی که چون رو کرد و آمد با ما انیس و مونس گشت، پس موجب شادی شد و وقتی از پیش ما رفت در ما هراس و وحشت انداخت ، پس سپری گشت
سلام بر تو ای همسایه ای که در کنار او قلب ها و دل ها رقیق و نرم شد و گناهان در او کاهش یافت
سلام بر تو ای یاوری که ما را علیه شیطان یاری کرد و یار و دوستی که راه های احسان و نیکی کردن را برای ما هموار نمود
سلام بر تو که چه بسیارند آزادشدگان خدا در تو و چه خوشبخت و کامیابند آن ها که به خاطر تو ، حرمتت را مراعات کردند
سلام بر تو که چه بسیار گناهان که از ما محو نموده و زدودی و چه انواع و اقسام عیب ها که بر ماه مستور داشته و پوشاندی
سلام برتو که چه به درازا کشید زمان تو بر گناهکاران و چه هیبتی داشتی در دل مؤمنان!
سلام بر تو ماهی که هیچ ایامی و روزگاری!با او پهلو نزند و رقابت نکند
سلام بر تو که وداع و بدرود ما نه از روی خستگی و ترک روزه داشتن نه از سر دلتنگی و ملامت است
---------------------------------------------
پی نوشت 1: متن بالا فرازهایی از دعای چهل و پنجم صحیفه سجادیه ؛ دعا هنگام وداع با ماه مبارک رمضان
پی نوشت 2: کی میدونه حق دوست و همنشین به گردن آدم چیه؟حق همسایه چطور؟حق کمک کننده علیه شیطان چه طور؟ خوش به حال کسایی که حق این ماه رو کامل ادا کردن
دل نوشت: یا رب به زهرای بتول عذر گناهم کن قبول
هم روسیاهم هم ملول استغفروالله العظیم
+ نوشته شده در سه شنبه
1390/06/08ساعت   توسط عبدحقیر مهدی زاده
|